برميگردم!
دنیا دیگه مث من نداره!!!
حال میکنید چقدر سر کار بودید؟ حس آپ کردن نیست خوب چه کار کنم؟!
تصمیم گرفتم آپ این وبلاگ رو دوباره از اول تابستون و برنامه ریزی شده شروع کنم!
برمیگردم...
اولين پست در سال ۸۶
سلام به همه ی دوستان عزيزم
سال نو مبارک
اميدوارم سال خوبی داشته باشين و همه ی آرزوهاتون برآورده بشه
علت تاخیرم فوت یکی از بستگانم بود که باعث شد مدت نسبتا زیادی نتونم بیام . به هر حال مرگ هم یه گوشه ای از این زندگیه
از این به بعد در خدمت خواهم بود و وبلاگ رو سریعتر آپ خواهم کرد
بازم امیدوارم سال خوبی داشته باشید
تا بعد
یا علی!
راستی تا یادم نرفته از دوستانی که آف گذاشتند تو این مدت و من جوابشون رو ندادم عذر میخوام.تازه امروز آن شدم و آفهاتون رو خوندم.جوابتون رو هم فرستادم. دیگه ببخشید
از دوستانی هم که با فرستادن اس ام اس سعی کردن بنده رو دلداری بدن ممنونم
حالا یا علی!
عشق...
بی تو ،
با تو ،
زندگی تلخ است ، شیرین نیست ،
زندگی نابود است ،
اگر یاد تو نباشد !
...یاد تو ، زندگی است...
.....
سلام! خوبین؟
روز عشق ، ولنتاین را به همه ی عاشقان تبریک میگم
موفق باشید.یا علی!
باورت نشه دوستت ندارم!
نمیخوام در به در پیچ و خم این جاده شم
واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم
یا یه موجود کم و خالی پر افاده شم
وایسا دنیا...وایسا دنیا...
.من میخوام پیاده شم.
پی نوشت: همه درویش همه عارف جای عاشق پس کجاست؟
پی نوشت۲:...هر جا هستی خوب و خوش باش تا ابد بغض صدامی...
سيلی خورده...
دل هرکی یاری داره
یار من فقط رقیه است
همیشه روی لب من
لعنت بنی امیه است
من گدای دوره گردم
همیشه پر غم و دردم
واسه خاطر رقیه
توی ویرونه میگردم
بس که زلفاش پریشونه
لابه لاش میشکنه شونه
محرماش میگن تو موهاش
گل سر یا نخل خونه
بابا گوشواره ندارم
یار شیرخواره ندارم
داداش اصغرم کجا رفت
دل و دلبرم کجا رفت
وقتیکه باباتو دیدی
تو به آرزوت رسیدی
مث یه مرغ مهاجر
تو از این دنیا پریدی
همه ی عشق و امیدش
همگی دنیا رو دیدم
به خدا که توی دنیا
مث کربلا ندیدم
تو خرابه تک و تنها
توی چشماش پر اشکه
روی پاهاش سر بابا
زیر لب هاش گله داره
گله از قفل نگاه ها
بابا گوشواره ندارم
یار شیرخواره ندارم
داداش اصغرم کجا رفت
دل و دلبرم کجا رفت
بابا لای لای بابا لای لای
بابا لای لای بابا لای لای
.......
سلام به شما دوستان عزیزم
ایام سوگواری سرور آزادگان و آزادی دوستان حسین بن علی رو به همه ی شما عزیزان تسلیت میگم.
به راستی ما چه درس هایی از حادثه ی عاشورای محرم گرفته ایم؟ آیا هدف امام حسین از این قیام برپایی هیئت های قمه زنی و زنجیر زنی و ایجاد سر و صدا بوده؟
آیا بهتر نیست به جای این کارها کتاب هایی در زمینه ی قیام امام حسین و شخصیت امام حسین و یارانش بخوانیم؟
وقت آن رسیده تا خودمان را از این دریای متلاطم دور کنیم و به ساحل آرامش برسانیم.
ان شاءالله خداوند به همه ی ما عنایت کنه و به ما کمک کنه در آموختن درس های قیام حسین بن علی-علیه السلام- . آمین!
تا بعد.یا علی!
شايد يه فرصت ديگه!
شاید یه لحظه ای دیگه
فرصت عاشقی بشه
دوباره یک شانس دیگه
شانس شقایقی باشه
شاید یه جایی فرصتی
لحظه مجالمون بده
گفتنی رو باید بگم
گریه اگه امون بده
.......
عوض نشو رنگ نباز و نشکن!
حتی با دیدن شکستن من!
دلم میخواد مث همیشه باشی...
برای من ساقه و ریشه باشی.
.......
دست تو تو دست من بود
نمیدونم کی تورو ازم گرفت
نمیدونم که کدوم نگاه شوم
قصه ی جدایی رو برام نوشت
امتحانات! و دو شعر!
سلام به بروبچزکجسز باحال!!!!!!خوبین که؟!
عزیزان دل برادر! این روزها ایام سرد زمستان همراه شده با امتحانات داغ ترم اول! بنده هم طبق معمول در حال گند زدن میباشم! نمرات این جانب تا این لحظه:
۱.فیزیک ۲۰ ۲.ادبیات۲۰ ۳.دینی ۱۹ ۴.ریاضی ۱۰ ۵.شیمی ۱۰
خوب خدمتتون عرض کنم که ورژن جدید آهنگ نفس بریده هم اومده(با تغییر کمی در شعر) با صدای محسن یگانه و محسن چاووشی که متن شعر رو براتون میذارم:
به تو گفتم قبل رفتنت اگه نباشی یک روز
کاری با دنیا ندارم
به تو گفتم خودمو میکشم و پر میزنم تو آسمونا
بگو گفتم یا نگفتم؟
بگو گفتم یا نگفتم؟
به تو گفتم زنده ام با نفس خیال چشمات
چشاتم تنهام گذاشتن
حالا من موندم و تیغ و رگ دست و عکس پاره ی تو و من
بگو گفتم یا نگفتم؟
بگو گفتم یا نگفتم؟
مگه بهت نگفته بودم بی تو روزگار من تیره و تاره
حالا روزگار من بعد سفر کردن تو طناب داره
تیغو میکشم رو رگ هام میپاشه خونم رو عکسات
نتونست سدی بسازه رنگ چشمات سیل اشکات
................
آلبوم جدید رضا صادقی هم اومده(وایسا دنیا) که واقعا ۵ شعر فوق العاده در بین ۱۴ شعر زیباش وجود داره! در اینجا قصد دارم متن آخرین آهنگ این آلبوم یعنی بی خداحافظ رو بنویسم:
به همین سادگی رفتی
بی خداحافظ عزیزم!
سهم تو شد روز تازه
سهم من اشک که بریزم
به همین سادگی کم شد
عمر گل بوته تو دستم
گله از تو نیست
میدونم
خودم اینو از تو خواستم
به جون ستاره ها
تو عزیزتر از چشامی
هرجا هستی خوب و خوش باش
تا ابد بغض صدامی
تورو محض لحظه هامون
نشه باورت یه وقتی
که دوست ندارم اینو
به خدا گفتم به سختی
من اگه دوستت نداشتم
پای غم هات نمی موندم
واست این همه ترانه
از ته دل نمیخوندم
اگه گفتم برو خوبم
واسه این بود که میدیدم
داری آب میشی میمیری
اینو از همه شنیدم
دارم از دوریت میمیرم
تا کنار من نسوزی
از دلم نمیری عمرا
نفسامی که هنوزی
تورو محض خیره هامون
که نفس نفس خدا شد
از همون لحظه که رفتی
روحم از تنم جدا شد
تو که تنها نمیمونی
من تنها رو دعا کن
خاطراتمو نگه دار
اما دستامو رها کن
دو شعر از شادمهر!
سلام به همه ی بچه های عزیز! خوبین که؟
امروز دو تا از شعرای شادمهر رو مینویسم براتون که یکیش برای سال ۱۳۷۶ و یکیش برای سال ۸۵ است! یعنی ۹ سال بعد! ولی خیلی به هم شبیهن!
همه چیز هم در مورد شعرا گویاست!!! پس توضیحی ندارم:
قسمت نشد تا در کنار هم بمانیم
قسمت نشد تا در هوای هم بمیریم
تا سرنوشت ما جدایی رو رقم زد
ای یار عاشق از جدایی ناگزیریم
فرصت نشد غمگین ترین آواز خود را
در خلوت معصوم چشمانت بخوانم
صد سوز پنهان مانده در سازم که یک شب
با گریه در چشمان گریانت بخوانم
آیینه ام چین خورده از رنگ جدایی
از تو سرودم نغمه ی فصل آشنایی
تو رفته ای تا صد بهار ارغوانی
بعد از تو دشت و خانه را در بربگیرم
بعد از تو ای عاشقترین در کوچه خواهم
همچون صدف از نام تو گوهر بگیرم
.................................................................
قسمت نمیشه انگار دست تورو بگیرم
برای آخرین بار برای تو بمیرم
گریه نکن که اشکات برای من یه درده
تحمل غم تو منو دیوونه کرده
هیشکی مث من تورو دوست نداره
اینو از تو چشام میتونی بخونی
تو بودی جونم و عمرم و کسی که میخواستم و قسم راستمو کی میخوای بدونی؟!
واسه ی عشق تو همه چی دادم و به جز غرورمو که اونم رفته به باد!
بود و نبود و همه وجودمو واسه تو دادمو تو میگی منو نمیخوای!
.
یا علی! موفق باشید
بروبچ!
سلام بچه ها! شب چله رو به همتون تبریک میگم !
امشب میخوام در مورد بروبچ مدرسه بنویسم برای بار دوم ولی جامع تر و خوشگلتر! به صورت دسته بندی شده مینویسم تا بفهمید چی دارید میخونید.
پیشنهاد من اینه که اگه خیلی دوست دارین بخونین اینارو اول کپی کنید و بعدا آفلاین بخونید!
سوم ریاضی: معمولا تا بوده در هر مدرسه ای سوم ریاضی قویتر از سوم تجربی بوده و همیشه دارای شاگردان تیزهوش و با استعداد و درسخون و به اصطلاح خرخون بوده! ولی مدرسه ی ما که معمولا همیشه و در هر موردی استثناست در این یک مورد هم استثناست! به صراحت میگم اگه همه ی بچه های ریاضی رو جمع کنیم به اندازه ی یکی از بچه های تجربی درس نمیخونن! آدمای شوت و نفهم و چولمنگ و دیوونه و خل و چلی که به نظر میرسه از شهرستان اومده باشن(منظور شوخی شهرستانیه! حالا بعدا بیشتر توضیح میدم)
سوم تجربی: کلاسی که باعث شده دود از سر همه ی معلما و کادر مدرسه بلند بشه! تقریبا همه ی معلما میگن کلاس سوم تجربی به این گلی و خوبی هیچ جا ندیده بودن! باور نمیکنید؟خوب نکنید! یکی دیگه از موارد جالب این کلاس ۱۵ نفره اینه که شما دانش آموز متوسط تو این کلاس پیدا نمیکنید و نخواهید کرد! ۹دانش آموز عالی و خوب به نام های محمدمهدی و سعید.آ و پوریا و سروش و مجتبی و مسیح و عرفان و حسین و عادل و ۶دانش آموز خنگ و مشنگ به نام های میثم و سعید.ب و بهرام و امیر و مرتضی و هیراد !!! (در همینجا یاد و خاطره ی دوست عزیزمون مصطفی که امسال دیگه از جمع ما رفته رو گرامی میداریم!روحش شاد.البته نمرده تغییر مدرسه داده!)
معلمین عزیز و دیوونه!:
۱.نعمت خواه(فیزیک): یک جوان ناکام ۲۷ ساله(به دلیل اینکه هنوز ازدواج نکرده میگم ناکام ولی خدائیش خودش هیچ علاقه ای به ازدواج نداره) مهندس صنایعی که مدرکش رو از شریف گرفته و فکر نمیکنم هیچ چیزی بیشتر از درس خوندن به این آقا حال داده باشه! الگویی مناسب برای دانش آموزانی که به خرخونی علاقه دارند! آدم باشخصیت و اتو کشیده که همیشه لباس های شیک و خوشگل و مامان و تمیز میپوشه و هیچ وقت دست به گچ نمیزنه چون جیز میشه! میگن عشق وایت بورد داره البته ما که باور نمیکنیم!!!!! دیگه چی بگم در مورد این رفیقمون؟ آها! محبوبترین معلم مدرسه ی ما همین عزیزه! مثل خودم اسفندیه! راستی شغلش معلمی نیست ولی چون به ما علاقه داره میاد درس میده!
۲.میرموسوی(عربی): آدم با شخصیت و با کلاس و خوش تیپی که حدودا ۳۵ یا ۳۶ سال باید داشته باشه! بچه محل خودمه و یه ذره ترکه.البته یه ذره که نه چون یه ذره لهجه هم داره! یه ذره از یه ذره بیشتر! فهمیدین؟ میگن وکیله ولی بعضیا هم میگن نیست! حالا این که هست یا نه به من و تو ربطی داره یا نداره؟ خوب معلومه که داره! چون من کلا آدم فضولی هستم! ولی خوب نمیدونم هست یا نه دیگه! شما هم مغز خودتونو خسته نکنید چون نمیفهمید هست یا نه! وقتی ما اول بودیم معاون آموزشی مدرسه بود ولی سال بعد و با رئیس جمهور شدن محمود چی توز (ببخشید احمدی نژاد) به یه نون و نوایی تو یه سازمان دولتی رسید و معلمی رو بوسید و گذاشت کنار! البته پارسال و امسال یه روز در هفته میاد به ما درس میده! آی لاو هیم! البته نه به اندازه ی نفر اول!
۳.قربانپور(ادبیات و زبان فارسی): نماد دماغ! یک آدم پر ادعا در حالیکه هیچ چیز سرش نمیشه...برا اینکه شما هم کمی بخندین چند تا از مواردی که ثابت میکنه این آقا چیزی سرش نیست رو اینجا مینویسم:
مخنقه! به معنی گردن بند! در کتاب ادبیات ۳ این بند آمده: مخنقه در گردن.. که معنی آن گردن بند در گردن است...این بنده خدا ترجمه کرده گوسفند در گردن!!! جون مادرتتتتتتتتتتتت! آخه این یعنی چی؟ من بهتر از اون میتونم درس بدم!
مشتی رند! moshti rend به معنی تعدادی حیله گر! این استاد معظم تلفظ کرده mashti rand و گفته نام شخصی بوده!!!
و نکته ای بسیار جالب! این آقا فرق صامت و مصوت رو نمیدونه!
در مورد شخصیت بی خودش که اصلا نپرسین! مشنگ! بی شعور! بی فرهنگ!
باحالتر از همه اینه که وقتی میره سر کلاس سوم ریاضی و میگه گوسفندی در گردن همه فکر میکنن درسته و مینویسن همونو و به همین خاطر با اونا خوبه
ولی چون ما ازش ایراد میگیریم تنها معلمیه که میگه ریاضیا بهتر از تجربیا هستن!
تیکه های جالبی هم داره: چه خبره=چی خبره(کشیده)... موارد(جمع مکسر) + ها(علامت جمع فارسی)=مواردها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اوه مای گاد! ...... و خیلی چیزای دیگه که حیف چشمان شماست که بخواین ببینید! شنیدن کی بود مانند دیدن؟ها؟(سن=حدود۳۲)
۴.استاد معظم جوادی معروف به جواتی عشق لاتی(تربیت بدنی): دارای قدی حدود ۱۶۰ سانتی متر! و آخر عشق لاتی و تسبیح چرخوندن و داد زدن و چک زدن و لگد زدن و این حرفا...یه جوری میگه ورزش انگار داره طراحی اتومبیل درس میده!!!!! بابا! آخه چی بگم به اینا! (سن=حدود ۳۸)
۵.میرچی(ریاضی ما و حسابان اونا!): خل و چل! بچه سوسول! ۲ متر قد داره و ۲۰۰ کیلو وزن ولی اگه سرش داد بزنی در همونجا میمیره! خوب درس میده ولی خیلی شخصیت دانش آموز رو میکوبه! یعنی اگه یه تمرین اشتباه حل کردی باید فاتحه ی خودتو بخونی دیگه! چون توهین ها شروع میشه.....رشتی و کرکر خنده! خیلی سعی میکنه کتابی حرف بزنه تا لهجش مشخص نشه ولی وقتی میخنده و حرف میزنه تابلو میشه از کجا اومده!(سن=حدود ۳۵)
۶.هاشمی(شیمی): این بنده خدا معلم خوبیه ها ولی کلا آدم بی حالیه! جوونه و تقریبا باید ۳۱ سال داشته باشه! قدش کوتاهه ولی خیلی زورش زیاده! ردخور نداره با یکی شوخی کنه و یه بلایی سرش نیاره! یه جوری دست میپیچونه و فشار میده که غول نمیتونه! حالا چرا گفتم بی حال؟ به نظر من و با توجه به علم فیزیک این دبیرمون در روز کمتر از ۱۰ وات کار انجام میده! میاد میشینه روی صندلی کفششو در میاره! چهار زانو میشینه روی صندلی! میگه تمرینا روی میز!بیچاره کرده ما رو با تمرین!!! صداش از یه حدی بالاتر نمیره! نه اینکه نتونه ها! میتونه ولی حسش نیست! بگذریم دیگه
۷.کاشفی(زیست و زمین): معلم خوبیه در زیست ولی هیچی از زمین سرش نمیشه! همش سوتی میده! اصفهانیه و دارای لهجه ای بس غلیظ! سبیل نازی داره بطوریکه من چندشم میشه! خیلی باحاله و کلا آدم جوکیه!
۸.بهرام پور(زبان): معلم بسیار خوبیه ولی حیف که من نمیتونم ازش استفاده کنم!(چون همه ی نکات انگلیسی ۳ رو بلدم)... امسال به جمع ما پیوسته و میگن رفیق مدیره! حدودا باید ۵۰ سالش باشه...بچه ی میرداماده و خیلی سوسول! پدرشو بدجوری درآوردیم! هر جلسه قاطی میکنه و میگه: آقا آقا آقا آقااااااااااااااااااااااااااااا آقااااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! احترام سنشو نگه میدارم و زیاد تیکه بهش نمیندازم! بیچاره معلم زبان پارسالمون که یه بلایی سرش آوردم از مدرسه فرار کرد!( به یاد استاد دفتری!!! ۱ دقیقه گریه کنید!)
۹.عقیلی(معارف): نفس من! جیگر! رئیس کاروان! هر سال میره مکه ها ولی امسال از شانس بد ما نرفت!!! حدودا ۵۰ سال داره و گفته میشه یه مدتی معاون مدرسه ی معلم فیزیکمون بوده!!!!! آدم باحالیه ولی حیف که سر کلاسش فقط باید بنویسم! در ضمن از دین و اینا خیلی سرش میشه.
۱۰.میردامادی(علوم اجتماعی که برای ما میشه تاریخ): کلوچه ی من! فکر کنم ۵۰۰ کیلو وزن رو داشته باشه! بنده خدا ۴۰ سالشه ولی بیشتر موهاش سفید شده! روشنفکر و باحال! رفیق خوب من! حیف که یه روز در هفته بیشتر نمیاد! تعصب خاصی روی دین داره ولی متحجر نیست! خوب درس میده و باهاش حال میکنم کلا!
خوب دیگه فکر کنم تموم شدن معلما!
حالا بریم سراغ بچه ها:
اول خودم: دکتر محمدمهدی سادات حسینی!(تجربی): خوشتیپ و قاطع و با جذبه و سنگین و در عین حال سنگین! مدافع حقوق بچه ها و زنان و کودکان و دشمنان و دوستان و همه! دوست داره با همه مخالف باشه و تا حالا نشده با کسی موافق باشه! حرف حرف خودشه! اگر جرات داری رو حرفش حرف بزن! نابودت میکنه! البته نه به صورت فیزیکی! به صورت شیمیایی! مدل موهاش و ریشش معمولا همه رو میکشه ولی حیف که اول صبح حال نداره موهاشو شونه کنه و بعضی وقتا هم یادش میره که ماشین اصلاح برای چی ساخته شده!!! محبوبیت زیادی در بین تمام بچه های مدرسه اعم از اول و دوم و سوم داره و شک ندارم اگه یه نظر سنجی بذارن بین بچه ها که تو مدرسه کی محبوبترین دانش آموزه همه میگن سید!!! لا شک فیها(اینم تیکشه) به سیاست علاقه ی زیادی داره و برعکس پرزیدنت احمدی نژاد مدافع شدید هولوکاسته! اصلاح طلب و همیشه مخالف! طوریکه به تازگی با خاتمی هم مشکل پیدا کرده! در مورد شخصیت والای این دانش آموز عزیز هرچی بگم کم گفتم! در مواردی خیلی (خاکی) میشه و گاهی اینقدر خودشو میگیره که کسی جرئت نمیکنه باهاش شوخی کنه چون مورد اصابت توهین های غیرمستقیم و له کنندش قرار میگیره! از عرب جماعت حالش به هم میخوره! آدم نژاد پرستی نیست و به همه نژادها و ادیان احترام میذاره ولی نمیدونه چرا حالش از اعراب ملخ خور وهابی به هم میخوره!!! شعار معروفشم اینه: مرگ بر ملخ خور!
عشق موسیقی داره و در روز بیشتر از ۷ ساعت آهنگ گوش میده: در اتاقش.در پذیرایی(نشیمن) . هنگام چت کردن. در ماشین. هنگام غذا خوردن. درس خوندن. تکلیف نوشتن. و گلاب به روتون دستشویی رفتن! حامی شدید شادمهر و محسن چاووشی و بابک جهانبخش. عاشق رنگ آبی و استقلال. عاشق شعر در حالیکه خودش هیچ استعدادی نداره! به نقاشی هم همینطور! آدم هنردوست و بی هنر! راستی آهنگ بگو از کجا آوردی شادمهر رو خیلی دوست داره: تو که با ما کار نداری کاری جز فرار نداری خاک زیر پاتیم اما سر سازگار نداری! به نظرش آهنگ الهه ناز رو که شادمهر بازسازی کرده حتی از آهنگ استاد بنان هم بهتر در اومده! فوق العادست!
نکته ی آخر در مورد اون اینه که اگه یه شورشی انقلابی چیزی تو مدرسه رخ داد شک نکنید زیر سر اون بوده! چون قدرت رهبری بالایی داره و در عرض ۱ دقیقه همه ی مدرسه رو میکشونه پشت سر خودش! باور کنید به هیچ کس بی احترامی نمیکنه مگه اینکه سر زنگ ورزش و وقت فوتبال باشه! ردخور نداره موقع فوتبال دعوا نکنه!هوف! چه طولانی شد(اگه خواستین در موردش بیشتر بدونین تو قسمت نظرات بگین تا در پست بعدی جامع تر در موردش بنویسم!)
سروش تقی آغدیر(تجربی): بچه ی آقا! سر به زیر! هرچند که شرارت از قیافش میباره ولی اصلا اینجوری نیست و آدم دلپاکیه! مشکلش اینه که تو زندگیش شکست عشقی زیاد خورده! تقصیر خودشه! عاشق یه آدمایی میشه که وقتی آدم میفهمه دوست داره براش گریه کنه!!! بگذریم! مخ شیمی! تنها کسیه تو کلاس ما که شیمی میفهمه! باید بپذیریم که آدم بسیار بدشانسیه! رفیق فابریک محمدمهدی و محمدرضا و سعید و مهدی!(که سه نفر آخر از بچه های ریاضی هستن) نجیب و کتک خور! معمولا هر کی عصبانیه سر این خالی میکنه! با این شانسش من موندم چجوری تا حالا کامیون از روش رد نشده( انشاالله رد نشه هیچ وقت!)
محمدرضا حمیدی(ریاضی): تپل خودم! بچه ی باحال و دیوونه ! اصلا انتقاد پذیر نیست و اگه ازش انتقاد کنی انگشتشو میکنه تو چشمت(حالا اینکه کدوم انگشتش زیاد مهم نیست!)عاشق موسیقی رپ! کم قاطی میکنه ولی اگه قاطی کنه بدجوری دعوا میکنه و از هر چی دم دستش باشه استفاده میکنه: موبایل و کیف و سنگ و شیشه و کراک و تریاک و هروئین(قاطی شد اینا! همون ۴ تای اول!) من که ازش خوشم میاد! شما رو نمییدونم! در ضمن فک و فامیلش باعث افسردگی این سروش بیچاره شدن! بماند چرا!
سعید رافتی(ریاضی): پسر گل! با شخصیت که البته گاهی خیلی بی شخصیت میشه و کار رو به ... میکشونه! از بخت بدش ۳ سال با این محمدرضا سر یه کلاس بوده! پدرش در اومده از دست این! البته دوستای جونی هستن! رفیق فاب منم هست! بچه ی افسریه! ولی اصلا لات نیست! البته جدیدا به محله ی ما اومده(هنوز نیومده قراره بیاد)
مهدی گرامی(ریاضی): دراز و حیوان! پدر همرو در آورده! از سر و کول همه بالا میره! رفیق اصلیش محمدرضاست . بچه ی باحالیه و البته مایه دار! عضو اتحاد مهمونی! یعنی محمدمهدی و محمدرضا و سعید و سروش و مهدی! که معمولا پول دستشون باشه به همدیگه پیتزا میدن! اگه پاش بیفته این پنج نفر با پای پیاده از اینور میرداماد تا اونورش میرن! پول هم زیاد خرج میکنن! البته محمدمهدی چون روشنفکره فقط به فکر شکم نیست! به فکر......(به تو چه بابا!)...
راستی این پنج نفر دوستان فابریک نعمت خواه هستند!
مسیح سیف اشرفی(تجربی): امسال اومده تو مدرسمون و بچه محله! جزو اتحاد عشق لاتی ها! بذار خوش باشن فکر کنن لاتن! که چی! ولی حالا جدی پسر خوبیه! من که باهاش حال میکنم! البته اول سال یه دعوای بد باهاش کردم! بیش از حد شوخی میکنه!!! فوتبالش هم خیلی خوبه حیف که خیلی تکروی میکنه!
محسن فرهمندی(ریاضی): هنرمند عزیزمون در رشته ی سیاه قلم! بچه ی فلکه لوزی! ناخن های بلند که مثلا گیتار میزنه! احساسی! رد خور نداره فیلم ببینه و گریه نکنه! تیریپش همیشه هنرمندیه! ازش خوشم میاد چون به خودش میرسه!
پوریا سعادتی(تجربی): خوشگل! عزیز دل همه! خوشتیپ با لباسایی که باعث میشه تو خیابون همه به ما نگاه کنن!!! البته درسخون(خرخون)! عشق دختر داره ولی هیچگاه در این زمینه موفق نبوده! چرا؟؟؟ چون اشباع ناشدنیه! بگذیم. بچه ی باحالیه ولی چون لباسای زرد و سبز فسفری میپوشه گاهی ازش فرار میکنم چون حالم به هم میخوره!هیکل تو پری هم داره! بر عکس من.
بقیه ی بچه ها که دیگه حال ندارم در موردشون بنویسم چون دیرم شده باید برم مهمونی!
فعلا خداحافظ!
یا علی!
چشمان تو!
حتی اگر بهار نیاید
حتی اگر بهار
غمی نیست
وقتی که چشم های تو...... اما
حتی اگر بهار بیاید
زیبا
هوای حوصله ابری است !!
تو مث...
تو به شفافیه شبنم روی برگا
من مث یه برگ زردی که میفته از درختا
تو مث طراوت گلای نرگس
روی قلبم من نوشتم بی تو هرگز
بین من و تو فاصله غوغا میکنه
یاد حرفای قشنگت منو رها نمیکنه
تو منو گذاشتی رفتی توی روزگار وحشی
توی کوچه های غربت دنبالم حتی نگشتی
تو مث ستاره ای که توی شب های سیاهم
میدرخشی و میشی جون پناهم
تو مث طراوت گلای پونه
چرا رفتی از برم ای دیوونه
تو مث یه تیکه ابری تو آسمون ابری
پاک و ساده و مث رویا مث خوابی
بگو یک بار آره یک بار برمیگردی
یا هنوزم بی تفاوت یخ و سردی
.....
سلام بروبچ!خوبین که؟
بعضیا گفته بودن شعر ننویسم ولی من به حرف اونا کاری ندارم!
میگن: یه روزی آدم به هرچی میخواد میرسه! یعنی میشه؟!آره؟
راستی من عاشق این آب و هوام! خیلی توپه!خیلی! مخصوصا وقتی بارون میاد!برفم خوبه ولی بارون سرد بهتره! این نظر منه!
فعلا دیگه حرفی ندارم!
یا علی
ميخوام بمونم باهات!
سلام!خوبین؟ هوم؟
.
وقتی دیدم تو چشمات
یه دنیا غم نشسته
بغض سیاه حسرت
راه گلوتو بسته
برای آخرین بار
دست منو گرفتی
وقتی هنوز نرفته
بهونه میگرفتی
وقتی که گفتی نرو
گریه امونم نداد
وقتی میخواستم بگم
میخوام بمونم باهات
به جاده دل سپردم
غمارو بی تو رو بردم
منو نبر از یادت
منی که بی تو مردم
.....
بازم از تو مینویسم! از تو! از بهترینم! از کسی که خیلی خوبه و خیلی دوستش دارم. هنوزم باورم نمیشه که به موفقیت رسیده باشم! مثل یه خوابه.
دلم برات تنگ شده بازم! خیلی کم تحملم؟ من که گفته بودم تنها ترین من تنها نذار منو! نگفته بودم؟ بگو گفتم یا نگفتم؟
.....
چند روزه دل دیوونه
میگیره همش بهونه
آتیشم میزنه هر شب
جای خالیت توی خونه
دل من هواتو داره
دیگه طاقت نمیاره
این دل همیشه گریون
مثل ابرای بهاره
کی تورو دوست داره
قد یه دنیا
کی میخواد با تو باشه
حتی تو رویا
دنبال جای پاهاته
روی شن های قشنگ و خیس دریا
نگو که رفتن تو سهم منه
دل من طاقت نداره میشکنه
نگو که باید جدا شیم
نگو که قسمت من و تو رفتنه
.....
هی من! آدم باش! بی وفا نباش! مرد باش! نکنه یه وقت ... خدایا هلپ می!
...
بگو از کجا آوردی؟...
فعلا همین! یاعلی
ها؟!!؟
نکته: موسیقی وبلاگ عوض شد!
...
مثل سرگذشت باران است قصهات ٬ عزيز دلم !
وقتی که هست ٬ لبريزم می کند از دانه های پر سخاوت اش ;
خيسم می کند ميان اين همه قحطی رطوبت عشق
و وقتی که نيست ٬ خاطره بويش در بارش اولين قطره بر خاک ٬
آشوبی می اندازد به دلم ٬
که چاره ای نمی ماند جز دويدن به سوی يک سراسيمگی بی انتها
مثل سرگذشت درياست قصهات ٬ عزيز از دست رفتهام !
هميشه آبی ٬
هميشه آرام ٬
ميان موجی از دلواپسیها ٬ هميشه غمين
.....
من از تو دل نمی برم
اگرچه از تو دلخورم
اگرچه گفتی تو را
به خاطرات بسپارم
هنوز هم خیال کن
کنار تو نشسته ام
منی که در جوانی ام
به خاطرت شکسته ام
تو در سراب آینه
شبانه خنده میکنی
من شکست داده را
خودت برنده میکنی
نیومدی و سال ها
نظر به جاده دوختم
بیا ببین که بی تو من
چه عاشقانه سوختم
رفیق روزهای خوب
رفیق خوب روزها
همیشه ماندگار من
همیشه در هنوزها
صدا بزن مرا شبی
به غربتی که ساختی
به لحظه ای که عشق را
بدون من آموختی
.....
سلام به همه ی دوستان و دشمنان عزیزم!خوبین؟
حرفی برای گفتن ندارم
فقط اینکه در پست بعدی توضیحاتی در مورد بروبچ میدم!
فعلا!یاعلی
باز بايد سرنوشت از سرنوشت!
اول اینکه: رای دادن در انتخابات به هیچ وجه تائید حکومت و دولت نمی باشد و تنها حمایت از حقوق خودمان است و مانع شدن از به دست گرفتن جامعه توسط متحجران.
انتخاباتی دیگر نزدیک است. کاری به خبرگان ندارم. انتخابات خبرگان فقط برای تفریح است و فرقی ندارد چه کسانی انتخاب شوند. رهبر کار خودش را میکند و خبرگان بیکارنند!!!
اما در مورد شورای شهر...من رای میدهم...رای ندادن در این انتخابات کمک به احمدی نژاد و اطرافیانش است چرا که در صورت تحریم انتخابات توسط مردم عده ای معلوم الحال و حامی دولت در انتخابات رای داده و مشخص است چه کسی برنده میشود!
من در انتخابات شورای شهر به لیست ائتلاف اصلاح طلبان رای خواهم داد که مورد تائید بزرگان اصلاحات نظیر برادران خاتمی-معین-تاجزاده-میردامادی-کروبی و.... است.
خیلی ها فکر میکنند در صورت تحریم انتخابات به حکومت ضربه میخورد اما اینطور نیست. همانطور که در انتخابات قبلی مشخص شد تحریم انتخابات به سود حکومت و باعث روی کار آمدن امثال احمدی نژاد است.
اما از سیاست خارج بشیم...
........................(الان مثلا خارج شدیم!)
آخیش! امتحانات میان ترم تموم شد!بالاخره تونستم یه نفس راحت بکشم! تو ۲ ماه و نیم اول سال تحصیلی ۳ دوره امتحان داشتیم! حدودا فقط ۲۰ روز بدون امتحان بودیم!!!
مثل همیشه یک شعر:
میدونی طاقت جدایی رو ندارم
با تو من مثل صد تا بهارم
میخوام که نری تو از کنارم
ازت زیاد خاطره دارم
میخوام اسمتو من نفس بذارم
از تو بگم در سایه سارم
هر جا بری من دوستت میدارم
از عاشقای این دیارم
به یاد شبای زیر بارون
که خیس میشد تموم سر و پاهامون
شبا همش من خواب تورو میبینم
بین هفت تا آسمون و زمینم
فعلا همین! موفق باشید
یا علی
و اما عشق...
سلام! خوبین؟ من که هنوز خوب نشدم! برای من هیچ چیز بدتر از سوزش گلو و گوش نیست! واقعا خیلی دردناکه! دعا کنید این مرض زودتر تموم بشه چون منو از زندگی انداخته!!!
منو ببخش که ساده از عشق تو گذشتم
سپردمت به تقدیر بار سفر رو بستم
باید برم از اینجا چاره نمونده جز کوچ
برای زنده موندن تو این زمونه ی پوچ
بذار همیشگی شه قصه ی عاشقیمون
تو باشی لیلی منم مثال مجنون
بین دو راهی شک حیرون و هاج و واجم
سفر دوای دردم هجرت تنها علاجم
طاقتشو ندارم طاقت دل بریدن
سیل بلور اشک رو رو گونه ی تو دیدن
حرفی نمونده باقی سکوت حرف آخر
تو هم به خاطر عشق از من ساده بگذر
بذار همیشگی شه قصه ی عاشقیمون
تو باشی لیلی منم مثال مجنون
این شعر بالا رو زیاد جدی نگیرید!همینجوری بود...
.....تو را من چشم در راهم .....
میدونم یه روزی برمیگردی...البته نرفتی که برگردی....منم برمیگردم چون نرفتم...میدونم برمیگردیم...میدونم یه روزی میاد من و تو.......... .
.
فعلا!
یا علی
بنويس از سر خط...
رفیق من سنگ صبور غم هام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیشکی نمیفهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دل زده از لیلیا
خیلی دلم گرفته از خیلیا
نمونده از جوونی هام نشونی
پیر شدم پیر تو ای جوونی
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگرچه هیچکس نیومد
فریب تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش
طاقت بیار و مرد باش
اگر بیای همونجوری که بودی
کم میارن حسودا از حسودی
صدای سازم همه جا پر شده
هر کی شنیده از خودش بیخوده
اما خودم پر شدم از گلایه
هیچکی ازم نمونده جز یه سایه
سایه ای که خالی از عشق و امید
همیشه محتاجه به نور خورشید
..................
سلام . خوبین؟
من خوب نیستم! بدجوری حالم بده! همش خوابم! دعا کنید خوب بشم!
.....
و من برمیگردم! هر وقت که بشه.برمیگردم تا بهت بگم هنوزم دوستت دارم.میدونم منو فراموش نمیکنی.میدونم
به تو بیشتر از خودم اعتماد دارم! اینو خودت بهتر میدونی.just take it easy!
.
فعلا.یا علی!
چی بگم که خيلی تنهام!!!؟!
کوله بار آرزوهات روی دوشت
تا کجاها رفتی با پای پیاده
رفتی و به هر چی خواستی نرسیدی
متاسفم برات ای دل ساده
دل به هر کی دادی از سادگی دادی
زندگیتو پای دلدادگی دادی
هر جا که دیدی چراغی پر فروغه
تا بهش رسیدی فهمیدی دروغه!
عاشق و خسته و غمگین و پریشون
دل بی کس دلک بی سر و سامون
دل زخمی دل تنها و تکیده
دل گریون من آه ای دل گریون
تو رو با هول و ولا تنها گذاشتن
اوناکه لیاقت عشقو نداشتن
تک و تنهایی و با پای پیاده
متاسفم برات ای دل ساده!
...............................
حالا به مرگ من راضی نميشه
ميخواد جون بکنم واسش هميشه
به اون ظالم بگين نفرين اين دل
تا زنده ام به راه زندگيشه
.................................
ثانیه ها میگذرن! میشن دقیقه!دقیقه ها!ساعت! میشن ساعت ها!روزها و شبها! هفته!هفته ها میگذرن!میشن ماه! ماه ها میشن سال ها! ....و ما به هم میرسیم!
...
خوش میگذره بچه ها؟!
فعلا یا علی
من برگشتم ها!
الان داشتم یادداشت های قبلیمو میخوندم! چه خاطراتی داشتیم ما!
بگذریم...!
راستی سلام یادم رفت:
سلام
یادتونه گفته بودم وبلاگم به کما رفت؟! یادتونه؟!
حالا خودم رفتم تو کما؟ دعا کنید نمیرم! دعا کنید از کما بیام بیرون!
این کمای من حداقل تا تیر ۸۷ ادامه داره!(لعنت)
لعنت به خروس بی محل! لعنت به مگس مزاحم!
لعنت به کسی که همه چیز رو خراب میکنه!
برگشتم چون روحیه ام اساسا داغونه! افتضاح!
خودکشی راحت ترین و احمقانه ترین راه برای رهایی از این کماست! ولی نه! من نمی پذیرم!
...
اگر از اونایی که باید بپرسین! بپرسین که من تو عمرم چی گفتم که راست بوده مطمئنا بهتون میگن این جمله که: من به هر چیزی که بخوام میرسم!
خیلی ها به این حرف من ایمان(واقعا ایمان) دارن و خیلی ها هم میخندن! ولی اونایی که ایمان دارن همون کسایی هستند که میخندیدن!
یه روزی میاد من و تو برسیم به هم دوباره...
نظرتون در مورد عنوان جدید وبلاگم چیه؟ خوبه یا بد؟ اگه بگین نه هم عوضش نمیکنم!
خوب دیگه فعلا میرم چون فردا امتحان خفن زیست دارم!
یا علی!
دوستان مدرسه!
سلام دوستان
دیدم همه ی بروبچ وبلاگنویس دارن در مورد دوستان مدرسه مینویسن مثل همیشه خواستم کم نیارم!
آخه اونی که میخوام ازش تقلید کنم یک بار به تقلید از من مطلب آهای تویی که رو نوشت!
منم که کینه ای! باید جبران کنم!
جدا از شوخی برای اینکه بچه ها گریه نکنن که اسم ما تو وبلاگت نیست اسم بعضیا! هست مینویسم اسم بروبچ مدرسه رو!
معلمی که رفیقمونه:
مسعود(ن): ایشون که دانش آموز نیستند.معلم اند.ولی خوب از دوستان خوب ما هستند و با هم رفت و آمد داریم. کلاسش آخر آلمانیه! یعنی فقط نظم! اگر جرات داشتی صدای نفس کشیدنت بیاد اونوقت باید تا خرداد ماه پشت در کلاس وایستی! خوب درس میده ولی خوب از همه طلب کاره! الانم که داره اینو میخونه من قید قبولی فیزیک امسال رو زدم! البته اگه معلممون باشه! معلم بسیار خوبیه و خودشم با سواده ولی بیچاره با یه مشت دانش آموز بی سواد در افتاده!
من خودم تجربی میخونم ولی بیشتر دوستام بچه های ریاضی هستند پس اول ریاضی ها:
محمدرضا(ح): تپل در ابعاد 100 در 100.چیزی شبیه به کلوچه.با نمک ولی مریض! یعنی به همه کرم میریزه! حرفای خصوصی رو خیلی خوب به گوش بقیه میرسونه و به کلاغ تپل معروفه(من الان امنیت جانی ندارم!کمک!) سعی میکنه خوش تیپ باشه همیشه که البته هست. رابطه ی خوبی با دخترای محل داره به طوری که اسم بابا مامانشون رو هم میدونه! گاهی درسخون! گاهی عشق لات!
سعید(ر): از بچه های خوب روزگاره . از معدود بچه هایی که میشه بهشون اعتماد کرد و روشون حساب!بچه ی افسریه است ولی نه چاقوکشه نه اسلحه داره نه معتاده نه خطرناکه...از بچه های نبرد و قیام که آدمتره(دارم یه چیزایی میگم که بعید میدونم تا آخر هفته زنده بمونم) خیلی چت میکنه ولی تا حالا نشده یک لغت رو در چت درست بنویسه! معمولا اول هفته با یک دختر دوست میشه و میگه خانومم ولی آخر هفته طلاق میگیره!
محسن(ف): از بچه های با کلاسه که به خاطر همین کلاس بالا با دخترای دانشجو دوست میشه! مایه داریه دیگه! بسیار خوشتیپ و باحال! حساسیت شدید داره به رئیس جمهور محبوب و معمولا سخنرانی های محمود خان رو نگاه میکنه و میخنده! خیلی پسر جوکیه ولی زودرنجه به طوریکه هر روز با یکی قهر میکنه البته زود یادش میره
مهدی(گ): خیلی وقته که ندیدمش ولی گاهی باهاش چت میکنم...قدش بلنده و خوش لباسه...گاهی خیلی درسخون و گاهی خیلی خنگ! خیلی دور خیلی نزدیک(چه ربطی داشت؟!)...بر خلاف برخی دوستان خیلی با شعور و با ادب و با کمالات است و خوب باباش میلیاردره دیگه! دست بزنید براش که من خیلی باباشو دوست دارم!(قهقهه)
احسان(ک): از بچه های مذهبی...البته اصلا بسیجی نیست...مقیاس بدنش چیزی تو مایه های غوله! حدود 185 سانتی متر قد داره و 120 کیلو وزن! اصلا اهل چت نیست ولی گاهی به اینترنت یه سری میزنه...اگه بخواد درس بخونه روی همه رو کم میکنه...خیلی با معرفته! خیلیییییییییییییییییییییییی! به قول بعضی دوستان : احسان بزرگ ماست!
امیرعلی(ع): خوب من خیلی باهاش رابطه ندارم زمان مدرسه ها ولی گاهی باهاش میچتم...خوش تیپ و دختر کش! جزو بچه مایه های مدرسه ی ماست...بیشتر دوستاش از خودش بزرگترن و کمتر با ماها میگرده...البته خوب چهرش بزرگتر از ما نشون میده...
مجتبی(ح): فوتبالیست محبوب! بیزینس من! در عین حال که درس میخونه تو باغ سپه سالار کفش و کیف زنانه میفروشه! اونم از بچه های با معرفته که البته من باهاش خیلی ارتباط نداشتم و ندارم...ولی زیاد باهاش فوتبال بازی کردم...هم تیمی هم بودیم! قدش تا حدودی بلند و هیکلشم ترکه ای!
مهرداد و پسرخالش: این پسر خاله که گفتم از دوستای خوبه منه ولی اسمش یادم نمیاد! آهااااااااااااااا! مرتضی! آره مرتضی بود...بچه های خوبین و غیر از پسرخاله بودن همسایه هم هستن...مهرداد هم فوتبالیست خوبیه و استقلالیه مثل من(تشویق)...مرتضی ریزه میزه است ولی خیلی بامزه است و همیشه داره جوک های بی تربیتی(استغفرالله) میگه...الانم که مرتضی مکه یا مدینه است!
ببخشید که من بی معرفتم! ولی خداییش دیگه از ریاضیا کسی یادم نمیاد!
حالا نجربی که خودم تو کلاسشونم:
خودم: معرف حضور دوستان هستم! خوشتیپ! خوشگل(آره جون خودم!)...گاهی درسخون و به قول معلم فیزیک گاهی افتضاح!!! البته امسال دیگه میخوام نت رو کنار بذارم و بچسبم به درس! قدم حدود 170 و وزنم حدود 58! کلا بچه ی خوب و با ادبی هستم! تا حدودی روشنفکر مدرسه هم هستم! و البته از حامیان حقوق بشر در مدرسه! هر وقت دعوا بشه میان منو میبرن میگن با صحبت حلش کنه! که البته آخرش با چاقو و ابنا حل میشه! کلاس بعضی از معلم ها رو بدجوری به هم میریزم مثلا همین فیزیک یا شیمی! سر کلاس ادبیات امسال همش خواب بودم...البته 99 درصد کلاس خواب بودن! معمولا در حال شوخی کردن و خندیدنم ولی خدا نکنه عصبی بشم! خودمم از خودم میترسم! بهترین دوست همه ی بچه ها(بازم آره جون خودم).........راستی اینقدر با بروبچ خوبم که همیشه توی انتخاب ها با اکثریت آرا اول میشم!
سروش(ت): قیافه ی خلافی داره به طوریکه روز اول که دیدمش ازش ترسیدم! گفتم این کیه دیگه! ولی پسر مذهبی و با احساس و احساساتی و عاشق و ایناییه! فیزیکش خوبه و البته عربیش! پارسال توی 9 ماه انواع ریش رو تجربه کرد! از دوستان صمیمیه منه که البته خیلی زودرنجه!
سهیل(ا): معروف به سهیل ترکه! تپل! دارای لپ هایی که دوست دارم با دندون بکنمشون! سفید و بانمک! با اینکه هیکل گنده ای نداره ولی بدنسازی رفته و خیلی قویه! اگه دعوا بشه با دست کسی رو که چاقو داره خفه میکنه! دوستاشو هیچ وقت تنها نمیذاره و خیلییییییییییییی باحاله!
میثم(ن): بر عکس بقیه بچه ها که باباهاشون پولدارن! این خودش پولداره! یعنی باباشو تیغ میزنه! معمولا سوار مزدا توی خیابون به همراه چند دختر بیست و چند ساله میباشد! البته دوستی خاصی باهاش ندارم ولی خوب هم ردیف هم بودیم! خوش تیپه و خوش هیکل!درسش خیلی بده ولی خوب پولداره و ...
حسین(ر): عشق لات کلاس! کتک خوره ولی دوست داره به همه بگه خیلی لاته و خیلی زور داره! کلا پسر باحالیه ولی خبر چینه معلم هاست! با همین کارا بعضی درساشو الکی الکی قبول شد!این بنده خدا هم درسش افتضاحه
مصطفی(ش): بچه درسخون! دوست بسیجیه من! حیف که امسال دیگه نیست تو مدرسمون! حیییییییف! تپل و بامزه! از بچه های بی ادب نفرت داره و برا همین با من دوست بود تو این خراب شده! با اینکه تپل بود خیلی خوب فوتبال بازی میکرد موقع مدرسه ها و هم تیمی بودیم تو کلاس! همرو هم میبردیم! روحش شاد! یادش گرامی! هاها! تا تو باشی دیگه ما رو تنها نذاری!
....
یک نفر یادم رفته بود!هاها! دوست خوبم از بچه های ریاضی که امسال توی مدرسمون نیست:
محمد(ت): معروف به سفید برفی! چون خودش سفیده و لباس و شلوارش هم سفیده! قدش تقریبا بلند(حدود ۱۸۰) و اندکی تپل(البته بیشتر از اندک)...از بچه های باحال مدرسه که سال اول جزو ۲ دوست اصلیم بود و نصف سال رو کنار هم میشستیم.........امیدوارم هرجا که هست موفق باشه!
.....
شنبه ۱۸ شهریور مصادف با نیمه شعبان و یک اتفاق خوب دیگه آپ میکنم!
فعلا!
درود و صلوات بر محمد و خاندان مطهرش.
هوم؟اوهوم؟
سلام بچه ها!
شرمنده این چند روزه نبودم خیلی سرم شلوغ بود!!!
قرار بود برم یه مسافرت طولانی
به خاطر بعضیا نرفتم!هیه! فکر کن! به خاطر بعضیا قید یه مسافرت طولانی رو زدم!
یه شرایطی بوجود اومده بود که میتونستم به آرزویی که داشتم برسم ولی یه آرزوی شاید محال دیگه نذاشت بهش برسم
گفتم شاید محال! جو نگیرتون بگین این پسره کم داره!
محاله ولی اگه بعضیا راه بیان درست میشه!
بعضیا راه بیان لطفا...چون خودشون میدونن من چه کار کردم!
.....
هوففففففففففففففففف!
تا حالا مزاحم داشتین؟ چند تا مزاحم پدر من و یه نفر دیگه رو در آوردن! کمککک!
چی میخواین از ما؟ تورو جون مادراتون اگه اینجا رو میخونین بگین کی هستین و چی میخواین!
میدونین! اگه اون دوستم یه بلایی سر خودش آورده بود شماها عاملش بودین...شماها قاتل بودین!
.....
اینقدر خسته شدم که ایندفعه شعر ننوشتم به جاش چرت و پرت هایی که به ذهنم میرسه رو مینویسم
راستی آهنگ جدید محسن چاوشی رو شنیدید؟ اسمش خیانته خیلی قشنگه! برای اینکه خسته نشین یه قسمتاییش رو مینویسم اینجا:
دلواپس و بی تابم باز امشبم بی خوابم
ازت خبر ندارم و تا خود صبح بیدارم
حس خوبی ندارم چشام همش به ساعته
میپرسم این چه حسیه یکی میگه خیانته!
گوشی رو بردار تا صدات یه ذره آرومم کنه
این نفسای آخره دلم داره جون میکنه
همش دارم فکر میکنم دست یکی تو دستته
دارم میمیرم ای خدا فکر میکنم حقیقته!
.....
خوب! دیگه چی بگم؟ میبینم که از آهنگ وبلاگ خیلی استقبال شده! یکی از دوستان آهنگ sorry for love رو پیشنهاد کرده بود که از همینجا بهش میگم بشین بابا حال نداریم!
.....
آها راستی.عده ای سعی دارن نشون بدن که من از دست بعضیا خسته شدم! که چی؟؟؟؟ یادتون باشه: من از جاده ی آسفالتی بیرون نمیرم!
.....
قابل توجه مارکوالی(یکی از نوادگان مارکوپولو) :
دیدی داشتم تو مارکوپولویی میذاشتمت کنار!هیه!
....
فرض کنید یک روز 2 بار با یه نفر چت میکنید: بار اول همش با شما چت میکنه بار دوم با صد نفر دیگه هم چت میکنه!
خیلی حس بدیه؟!نه؟!
.....
کاشکی داشتم یه جایی اندازه ی چشمای تو
من بودم گلا بودن یه دنیا خواهی واسه تو
هیچ کسی اونجا نبود به جز خدای مهربون
گلای قشنگ میریختم همه جا به پای تو!
.....
راستی! به تو چه که بعضیا عاشق شدن یا نه؟! اینقدر فضولی نکن دیگه! بدبخت رو خفه کردی! اینقدر که بدون خداحافظی آفلاین شد!(اینم تیکه ی امشب!)
.....
واقعا نمیدونید و نمیتونید درک کنید من چه شرایطی دارم!
اطرافیانم هم عصبی شدن ازم و هم خوشحالن از یه چیزی و هنگ کردن که چی شد که اینطوری شد!!! واقعا نمیتونید منو درک کنید!!! ولی من فقط به خاطر بعضیا از خیرش گذشتم (الان میگه چه منتی میذاره!)
.....
نمیدونم دیگه چی بگم!
فعلا
یا علی
